احمد قلى زاده
21
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
خود را افطار كند ، گفته شده : « اعتق رقبة » بندهاى آزاد كن ، در اينجا لفظ در طبيعت رقبه استعمال شده است ، پس اراده استعماليه محقق است ، و شك در اراده جديه است ، كه اگر اراده جديه با اراده استعماليه تطابق كند ، طبعا آزاد كردن هر نوع بندهاى اعم از كافر يا مسلمان ، كافى است ، اكنون شك در كافى بودن بنده كافر است ، پس شك در اراده جديه است ، در چنين مواردى عقلا به « اصالة التطابق بين الارادتين » تمسك كرده و مىگويند ، اصل تحقق اراده جديد است ، لذا افعال خواه ارادى باشد يا غير ارادى اگر در تماس با حقوق مردم باشد مورد نظر قانون است . اراده استقبالى « 1 » اراده استقبالى در مقابل اراده فعلى است ، و آن ارادهاى است كه به كارى در آينده تعلق گيرد مثل اينكه تصميم بگيرد كه در آينده به مسافرت برود ، اما اراده فعلى ارادهاى است كه به كار فعلى تعلق گيرد ، مثل اراده كمك به مستمندان كه به دنبال آن اقدام عملى صورت مىگيرد . اراده انشايى « 2 » اراده انشايى در مقابل اراده حقيقى است ، گاهى دست فردى را گرفته و از پلهها بالا مىبريم ، و زمانى هم به او دستور مىدهيم كه از پلهها بالا برود ، اولى را ارادهء حقيقيه ، و دومى را انشائيهء گويند ، البته اين تقسيم مبتنى بر اين است كه ما لفظ اراده و طلب را مترادف دانسته ، و معتقد باشيم كه اين دو لفظ داراى دو مصداقند : مصداق حقيقى كه همان صفت نفسانى باشد ، و مصداق انشائى كه به
--> ( 1 ) . فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ص 51 . ( 2 ) . فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ص 52 .